محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
812
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و به كمك آن طعامى براى حج گزاران مىساخت كه هر كس از حاضران موسم حج مكنت و توشه نداشت از آن مىخورد و اين را قصى بر قرشيان مقرر داشته بود و به هنگام مقرر داشتن آن گفته بود : « اى مردم قريش ! شما همسايگان خدا و اهل خانه و حرم وى هستيد و حج گزاران ، مهمانان و زيارتگران خدايند و از همه مهمانان ديگر بيشتر در خور احترامند ، پس در ايام حج نوشيدنى و خوردنى براى آنها فراهم آوريد تا كار حج به سر رسد و بروند . » و قوم چنان كردند و هر سال براى اين كار چيزى از مال خويش به قصى مىدادند كه در ايام منى طعامى براى حج گزاران مىساخت و اين كار در جاهليت روان بود تا اسلام بيامد و در اسلام نيز تا امروز معمول است ، و اين همان طعامى است كه هر سال سلطان در منى براى مردم مىسازد تا ايام حج به سر رسد . و چون قصى بمرد پسران وى عهده دار امور شدند . قصى پسر كلاب بود مادر كلاب ، هند دختر سرير بن ثعلبة بن حارث بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه بود ، و دو برادر ناتنى داشت كه از يك مادر نبودند : تيم و يقظه كه به گفته هشام ، مادرشان اسماء دختر عدى بن حارثة بن عمرو بن عامر بن بارق بود . ولى ابن اسحاق گويد كه مادرشان هند دختر حارثه از قوم بارق بود و به قولى يقظه از هند مادر كلاب بود . و كلاب پسر مره بود مادر مره وحشيه دختر شيبان بن محارب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه